0
0

میراث واقعی و ماندگار

2191 بازدید

میراث واقعی و ماندگار

 

برف سنگینی باریده بود. همه جا سفید سفید شده بود. کودک قصه ما کلاس اول دبستان درس می خوند . چون در روستای خودشون دبستان نبود مجبور بود در روستای مچاور که جدود 8 کیلومتر با روستای خودشون فاصله داشت درس بخونه. بر اساس قرار مدار بزرگترها قرار بود براتعلی در طول هفته در منزل خاله اش که در روستای مجاور بود بخوابه و آخر هفته ها برگرده روستا ی خودشون و پیش پدر و مادرش باشه.

برف سنگین وسط هفته ، مدیر مدرسه که همون معلم کلاس بود متقاعد کرده بود که مدرسه رو تعطیل کنه. کل کلاس و بهتر بگم کل مدرسه حدود 12 نفر بودیم که معلم و مدیر ش یک نفر بود. اون معلم نیز به همه پایه ها از کلاس اول تا پنچم درس می داد. براتعلی اون روز علیرغم برف سنگین دوست نداشت بره خونه خاله و به شدت مصر بود که برگرده روستای خودشون. برف تقریبا تا رونهای براتعلی رو می پوشوند و براتعلی به سختی می تونست در بین برف ها راه بره. اصرار مدیر مدرسه و بچه های بزرگتر برای رفتن به خانه خاله کارساز نشد و اون به تنهائی به سمت روستا حرکت کرد.

اون باید حدود هشت کیلومتر پس از گذشتن از جاده روستائی، کوهی کوچک و از همه مهمتر از یک رودخانه و یا بهتر بگم کالی به عمق حدود 20 متر که البته عمق اب اون به خدود نیم متر می رسید خودش رو به منزل برسونه. برف سنگین و پاهای کوچک براتعلی مانع بزرگی برای حرکت سریع بودند.

همزمانی این دو موضوع با هوای سرد و یخ زده بیابان های اطراف روستا نیز مزید علت شده بود. براتعلی اما مصمم بود به روستا،پیش خانواده اش برود. به نیمه های راه رسیده بود که موجودی کوچکتر از سگ های روستا توجه براتعلی رو به خودش جلب کرد. وقتی خوب توجه کرد متوجه شد که سگ نیست .

در گیر و دار اینکه بفهمد اون جانور چیست ترس عجیبی تمام وجودش رو فرا گرفت. ترس از یک موجود ناشناس که به سمت اون حرکت می کرد. شاید روباه بود و شاید هم گرگ و یا موجود دیگری. تشخیص اون برای براتعلی در اون شرایط سخت بود. اون فقط تونست یک تصمیم بگیره و اون فرار از این موقعیت با تمام قدرت بود.

براتعلی به یاد نمی آره که چقدر طول کشید و چگونه تونست خودش رو از اون موقعیت نجات بده، آیا فقط براتعلی بود که ترسیده بود و یا اون جونور هم از دیدن یک آدمیزاد هر چند کوچک و نحیف ترسیده بود و پا به فرا گذاشته بود. براتعلی نفس نفس زنان حالا به بالای تپه ای که مشرف به روستای خود شون بود رسیده بود.

اما هنوز مانع بزرگی به نام گذشتن از کال در مسیرش قرار داشت. اون ناخودآگاه گریه می کرد و درخواست کمک داشت. از دور حرکت دو موجود نظرش رو جلب کرد. آره پدرش و سگ باوفایش به سمت اون در حرکت بودند. سگ تونسته بود خودش رو زودتر از پدر به براتعلی برسونه. حالا براتعلی به نزدیکی های کال رسیده بود و با بودن سگ و دیدن پدر که به سختی تمام تونسته بود ازآب رودخونه(کال شور) گذر کنه احساس آرامش بیشتری داشت.

براتعلی بابائی

اما سرما ی شدید که حالا به استحوانهایش رسیده بود و گریه بی اختیار، امونش رو بریده بود. پدر شانه پهنش رو تخت گاه براتعلی کرد تا دونفری بتونند از آب رودخونه(کال شور) گذر کنند. پدر تا زانوها و شاید بیشتر هم داخل آب سرد رودخونه و براتعلی سوار بر شانه های پهن و قدرتمند پدر .

پدر، پسر و سگ وفادار به خونه رسیدند و میزبانی مادر در کنار اجاق کنده ای خونه روستائی یکی از زیباترین و لذت بخش ترین لحظات زندگی براتعلی بود.

براتعلی حالا جدود پنجاه ساله شده. اون مدام می پرسه اگه اون روز آخرین روز زندگی اون می شد با الان که حدود41 سال گذشته تفاوتی کرده؟ مهمترین میراث ماندگار براتعلی چیه؟ 41 سال از اون تاریخ فرصت داشته تا از زیبائیهائی این دنیای رنگارنگ استفاده، تجربه کنه، درس بخونه، اونع و اقسام دروه های تخصصی رو زیر نظر بهترین استید کشور بگذرونه، پول در بیاره، ازدواج کنه، بچه داره بچه، مسافرت داخل و خارج کشور بره، ماشین بخره، خونه بخره، شکستهای زیادی رو در کنار پیروزهای بزرگ تجربه کنه، با آدم های بزرگی نشست و برخواست کنه….. آیا تونسته تاثیری در این جهان هستی بذاره؟ کدوم کارش باعث شده و یا خواهد شد که دنیا مکان بهتری برای زندگی سایر موجودات از جمله انسان ها بشه؟

براتعلی دوست داره تجربیات شکست ها و پیروزی هاشو با شما (با همه علاقمدان رشدو یادگیری) به اشتراک بذاره. تجربیاتی که حالا در سن پنجاه سالگی با طعم دانش روز هم مزین شده است. براتعلی از شما می خواهد که براش بنویسید که مهمترین دغدغه زندگی تون چیه تا اون هم بتونه با بررسی تجربیات مشابهش و دانش اندکی که داره، سهم خودش رو در بهبود زندگی شما پرداخت کنه.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://sq-iran.com/?p=148

باکس دانلود

راهنما

تیم آموزشی براتعلی بابائی برای تهیه این دوره آموزشی هزینه های مادی و معنوی زیادی متحمل شده ست. لذا درخواست می گردد با حس مسئولیت پذیری،رعایت اخلاق حرفه ای،الزامات شرعی و قانونی، با پرداخت وجه تعیین شده از محتوی این دوره آموزشی استفاده نمائید.

اشتراک گذاری:
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد میراث واقعی و ماندگار

امکان ثبت نظر جدید بسته شده است.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

درخواست پشیبانی با واتس آپ؟